|
يادداشتهای ادبی | |
|
:: از علیرضا منجذب :: 2 پرید بی که استغاثه ی شاخه ها را بشنود تنهایی به اثبات بیهودگی پیوند درخت و پرستو [] پرید گیج گونه تا لبه ی خورشید تنهایی بی که ببیند اشاره ی آویزان « برگرد...» را بر انگشت برگ [] پرید از ماندن خسته از درخت از آسمان همیشه آبی از تکراری تکراری تکراری تکراری... بی که به خاطر بیاورد درخت مانده استغاثه ی شاخه ها تنهایی تنهایی تنهایی...
برهان،
،
از عشق عاشقانه بگو آنچه را که هست:
1
نظر
| |
|
| منوی اصلی |
| وضعيت Messenger |
| لينکستان شعر و ادب |
| آخرين پستهاي وبلاگ |
1 نظر داده شده:
سلام
دوست من!
به یاد آن شب سرد زمستانی
با پاییزانه های...
با غزلی
"من حرف می زنم"
و این که
تو را من چشم در راهم
با احترام
شما هم نظر بدين
برگشت به صفحه اصلي